امروز خیلی روز پر مشغله ای بود ، کلییی کار داشتم . خرید دستم بود ، مدت طولانی هم منتظر تاکسی بودم . هیچوقت دوست ندارم حق خوری کنم ، برای همین صبر میکنم مسافرایی که جلوتر از من ایستادن سوار بشن .
بلاخره نوبت من شد یه تاکسی خالی اومد یه دختره ی سلیطه و مادرش همون لحظه اومدن . دختره اومد جلو بشینه . منم محترمانه بهش گفتم من خیلی وقته منتظرم نوبت منه . قیافش و کج و کوله کرد عقب افتاده ، داد زد و گفت برو عقب بشین خب . منم گفتم وسایلای دستم زیاده میخوام جلو بشینم . یهو بهم کلی فحش بد داد و چشم قره زد و !! ناخون اژدهاشم گیر کرد به لباسم الکی شلوغش کرد که ناخونم و شکستی و 😐 آخرشم تو تاکسی ننشست و ...
حالم بهم خورد ازش
خلاصه از این اتفاقا زیاد میفته . خواستم بگم سلیطه نباشیم 😊👍🏻 و صفات حیوانی خودمون رو به دیگران قالب نکنیم ، حق کسیم نخوریم
من متنفرم از این که سر چیز های کوچیک هم حق خودم و دیگران خورده میشه
سر یه تاکسی بارها برام پیش اومده نوبت و رعایت نکردن و نشستن ، بعد همینا میان میگن مملکت ما چرا اینجوریه چرا اونجوریه . خب وقتی سر یه تاکسی حق خوری میکنی اون کله گنده هامم از جنس خود ما مردمن ، میان حق مارو هم میخورن دیگه ☺️
تکرار میکنم ، [ سلیطه نباشیم ]