برادرم معتاده گل و اینا میکشه ولی خودش اصلا قبول نمیکنه معتاده سنشم کمه همه چیز در اختیارش بوده نمیدونم چرا اینجوری شده انقدر کلافه ام که هر روز بیدار میشم میگم یا خدا باز دادا بیدادش شروع میشه توهم میزنه فهش های خیلی بدی میده
چیکار کنیم قبول نمیکنه معتاده چه برسه قبول کنه بیاد کمپ زندگیم زهر شده دیه تحمل ندارمممم