والاه من بعدشم عذاب وجدان نمیگرم ازهرکس میکن مرده مریضه بیمارستان میگم باشه و برام اصلن مهم نیس!به اونجایی رسیدم بابام مریض شد رف دکتر بهش گفتن یه کلیه نداری اصلن برام مهم نبود منیکه یه تارمو ازسربابام کم میشذ شب تاصب گریه میکردم ببین به کجارسیدم!
کسی چه میدونه؟شاید دردا عاشقمون شدن که ولمون نمیکنن