خودم بگم
رفته بودیم برا خرید عقد
رفتیم که من پیرهن بخرم برا مراسممون
یه لباس بود ۸وخورده
خوشم اومد ازش چشممو گرقت
قبلشم خودش گفت هرچی میخوای بخر من مالی مشکل ندارم
خاله رفتم اتاق پررو و پوشیدم دیدم قشنگه
روم نشد راستش ، که بخوام همینطوری بزارم اون حساب کنه
دیگه موقعی که فروشنده تورات حساب کنه گفتم اجازه بده اینو خودم حساب کنم ، قیمتش زیاده
یهو چنان عصبی شد ، گفت هروقت مُردم اونوقت دست تو جیبت کن😅😅