دارم جوکر نگاه میکنم.حموم رفتمو درحال اشپزیم هستم که کارام زودتر تموم بشه و بریم باغ
بهت فکر میکنم هرروز،ازت دل میکنم هربار،ولی چشمات تو عکسا نمیزارن برم انگار.🖤فقط کارم شده گریه،همش دلتنگ و افسردم، یجوری تو خودم میرم خودم فکر میکنم مردم.یه گوشه بی تو میشینم، یه گوشه ماتو مبهوتم،یه روزی زیرو میشم یه بمب از جنس باروتم.
آرامم (همسرم)!میدونی رفتنت با من چیکار کرد؟انگار یکی هزاران بار قلبمو زیر پاش له کرد انگار یهو وارد یه چاه سیاه تاریک شدم انگار یکی منو تو یه سیاره دیگه تک و تنها ول کرده و رفته رفتنت برام یه گودال سیاه ساخت که همیشه دارم بهش نگاه میکنم همه میگن:” احمق نباش اون دیگه نمیاد.”ولی من با خنده میگم:” اون خیلی دوسم داشت،میاد،میدونم که میاد.”و منه احمق قلب پودر شدمو تو دستم گرفتم و هنوزم منتظرم تو بیای.