دیدمش خود لعنتیش بود
همون استایل قدیمی همون طرز نگاها همون مدل راه رفتن
جلو تر رفتم نگاهش کردم اون منو ندید عوض شده بود
چهرش ..
دیگه اون صورت بامزه رو نداشت حس کردم خسته اس
خواستم جلو تر برم روبه روش بمونم باهاش حرف بزنم
ولی اون روز ، اون روز دوباره یادم اومد حرفاش دوباره زنده شد
تو مغزم پیچید
قلبم نبودش.. تو سینم نبود
اشکام ، اشکام...
پاهام خشکید
دلم تنگ شده بود عوض شده بود ولی برای من همون همیشگی قلبم بود همون آدمی که روز اول دیدمش ..
کاش میتونستم داد بزنم بگم منو ببین
هنوز عاشقتم هنوز تو رو به یاد دارم
بیشتر از یک سال گذشته یگانه ی قلبم...