هیچ ساقی تاپیکای امشب و گردن نمی گیره ، فکر کنم امروز یادبود کاربرای غیوری مثل اقدس و غلام نصاب و سایر دوستان سم پرور و سم سازه وگرنه این همه تاپیک جنجالی اونم تو یه شب غیر ممکنه
تا هم می خوای یه چیزی بنویسی می بینی تاپیکه به زباله دان تاریخ پیوسته🤣
یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨