وقتی خیلی کوچیک بودم بهم تعرض شده از اشناهامون هم بودن به طوری که من همش در عذابم حالم از خودم بهم میخوره حالم ازهمه بهم میخوره از مامانم متنفرم که اونموقع اصلا مواظبم نبوده نه دلم میخواد ازدواج کنم که از چاه بیوفتم توی چاله اوضاع درسم هم بد نبوده ولی همه زندگیم گریه زاری ،حال بدو افکار خودکشی بوده دانشگاه هم فکر نمیکنم دولتی در بیام اوضاعم هم خوب نیست که بتونم هزینه پرداخت کنم خسته شدم از خودم از حال بدم همیشه ناراحت بودم همیشه تو سکوت بودم الآنم که بخوام برم کلاس برای تضمین شغلم که حداقل یه درآمدی داشته باشم تماما هزینه با خودمه الآنم وام گرفتم باید قسط بدم همیشه خدا بی کس و خوار بودم توی شهرم نیستم که حداقل بتونم شغل آزاد داشته باشم فقط برم از خونه فقط تنها چیزی که میخوام یه مرگ از طرف خداست دوستم ندارم خودکشی کنم بدبختی اینه چند نفر بودن که تعرض کردن فقط دعا میکنم یه نفر بدون اینکه قصدی داشته باشه باعث مرگم بشه گذشتم که سیاه آینده ای هم ندارم که بخواد رنگی باشه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
تا کمرنگ ترشه من خودم درکت می کنم تعرض یا تجاوز هیچوقت نمیشه کامل فراموشش کرد همش مثل یه فیلم تو ذهنت تکرار میشه ولی با این حال تو هیچ تقصیری نداری اون بی شرفام جوابش رو پس میدن نگران نباش
نمیدونم والا. این دنیا رو زیاد نیستم، ایشالا دنیای بعدی.