چندین بار خیانت کرد وبخشیدم و مدتها ادم شده بود وخیالم راحت ک گفتم ادم شده
تاکه دیشب یخورده دیر اومد وقتی اومد خیلی مهربون بود منم یهو حسم بهم گفت یچیزی شده
گوشیشوچک کردم دیدم ب یه شماره ناشناس تک زده
منم شک کردم تو مسیر برگشت از سرکارش شاید یه خانمی وسوار کرده شماره و گرفته
ک اونقد پاپیچ شوهرم شدم ک خودشو لو داد
ولی گف فقط رسوندش و خانمه گوشیشو گم کرده بود از گوشیم زنگ زد ب شمارش
جلومنم باخانمه حرف زد خانمه اول نشناخت شوهرمو بعد ک شوهرم خودشو معرفی کرد شناختش
و بعد خانمه بهم گفت حقیقتو بخواید من شوهرتون تومسیر هیچ حرفی باهام نزد هیچ مزاحمتی ایجاد نکرد فقط وقتی خواستیم پیاده شیم بهم گفت میتونم شمارتو داشته باشم منم شمارمو دادم(دختره ۱۸ سالشه وظاهرا اهل دوست پسر ایناس متاسفانه )
دیگه شوهرمم هی انکار میکرد و افتاد ب غلط کردن که دیگه اخرین باره و نماز میخونم وتکرار نمیکنم وازاین حرفها😔😔