عزیزم من اهل این مزخرفات عامیانه که به زن میگه فلان کن و بهمان کن و عشوه بیا و ...نیستم ولی شوهر من خیلی اوایل لجباز و مغرور بود
مرد خیلی دلسوز و فداکار و چشم پاکی بود ولی حرف حرف خودش بود و غرور داشت
اما من واقعا تونستم با زبون و ناز کاری کنم که کوتاه بیاد
صدام رو بلند نمیکردم هیچ جوره ولی کوتاه هم نمیومدم و با ملایمت حرفم رو میگفتم
قلق شوهرتو به دست بیار. البته چون گفتی چشم پاک و خوبه میگم حیفه طلاق بگیری