بگو ب چی ک گیر نمیده
ب همه چی،مشکل عصبی پیداکردم از دستش
از همون اول گف ک همچین اخلاقی داره ولی واضح نگف ک شکاکم اما بعد ازدواج فهمیدم ک چقد قضیه جدی تر از این حرفاس.و چون داغ و خام بود دیر متوجه شدم
حتی نمیذاره با کسی در ارتباط باشم،بیرون نمیرم حتی اگه بمیرم،تفریحی ندارم،هیچ جا شرکت نمیکنم
همش تو خونم،اخرشم میگه بشین خونه برای خودت بخور و بخواب البته با کنایه و منت