ظهر اومدم بخوابم خیلی جیغ جیغ میکردن و پر پر میزدن. خل شده بودن انگار. روشون داشتم دعواشون کردم. معمولا وقتی یکم باهاشون حرف میزدم ساکت میشدن. بازم جیغ جیغ کردن. منم خواب و بیدار بودم سرمام خورده بودم حالم خوب نبود. رفتمتو تراس. اونجا یه میخ هست مخصوص قفسشون. دیدم لباس پهنه اونورم طلق زدن منم چک کردم دیدم اونجایی که میخ هست و میخوام بزنمشون آفتاب نمیزنه سایه اس. منمگذاشتم اومدم دیدم باز دارن جیغ جیغ میکنن. دیگه محل ندادم خوابیدم.
الان ۱ ساعت پیش یادم افتاد رفتم هرچی صداشون کردم جواب ندادن . به مامانمگفتماومد دید جفتشون مردن. خواهرم ۸ سالشه هنوزم داره گریه میکنه. دلم میخواد بمیرم. حس میکنمقاتلم
یکیشون ۳ و نیمش بود یکیشون ۲ سال و نیم...
طوطی برزیلی بودن
کاش بمیرم براشون.
از شبایی میترسم که از عذاب وجدان خوابم نمیبره
یا وقتایی که پریودم و مغزم کلا افسرده اس.
کلا ترسیدم