با خواهرم برای فردا برنامه ریزی کردیم که بریم بیرون...
بعد یکهو بهم زنگ زد که من دارم میام تو راهم بریم بیرون ، گفتم وووی من دارم غذا درست میکنم غذام روگازه بخدا نمیتونم بیام، گفت اینجوری هستیا خب غذاتو فردا درست کن
گفتم آخه ما که برای فردا برنامه ریزی کرده بودیم
حرف امروز رو اصلا بهم نزدی ، یکهو اومدی منم نمیدونستم که در حال پخت غذام...
بهم گفت شما همیشه بی برنامه این حالا ایندفعه میگی برنامه ریزی نکردیم
بعدم قطع کرد گوشی رو😓
خب من چیکار میکردم بخدا که کلی کار داشتم تو خونه غذا تازه گذاشته بودم ،
شما بودین چیکار میکردین