2777
2789
عنوان

چیکار کنم

31 بازدید | 4 پست

مامانم اجازه نمیده با دوستام برم بیرون بهش میگم جرا چیزی نمیگه فقط میگه نه نباید بری بیرون 

کلافه شدم دیگه زندانیمون کرده فقط برا مدرسه میریم بیرون 

میگه من نگرانم شاید نگرانی هام برای تو مسخره باشه ، من که نمیتونم بخاطر نگرانی اون بشینم تو خونه ، میشینم تو خونه هم هعی میخوام کار مفید کنم ولی در نهایت میرسم به موبایل ، بجاش هروقت میرم بیرون کلی حالم خوب میشه اصلا مردم رو میبینم و ارتباط میگیرم اعتماد به نفسم بالا میاد ولی تو خونه همش عذاب  وجدان دارم که چرا همش سرم تو گوشیه 

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

خواست سوار ماشین بشه بگو مامان سوار نشو اگه تصادف کرد چی من نگرانم

خواست چاقو، قیچی دست بگیره بگو مامان دست نزن اگه دستت برید چی من نگرانم

انقدر بگو تا خسته شه

بگو هیچکس چون صرفا خطر هست از انجام کار منصرف نمیشه

به جاش راه های مراقبت از خودش رو یادمیگیره

مثلا سوار ماشین میشه کمربند میبنده اروم میره

برای بیرونم اگه نگرانه بگو خودت یه مدت باهام بیا مسیر های امن رو یادبگیریم رفت و امد با اتوبوس و مترو و ..

بگو تو خودخواهی میخوای من بشینم خونه که خط روم نیفته پس این خط های نامرئی که روی روحم میفته چی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز