بعد دوست خودتون اونجا هیچی نگه شما هم گریتون بگیره بیای خونه کلی پیام معذرت خواهی بده میبخشین؟ در این حد بکم دوستش جلو همه داد میزد چیز میز بم میگفت منم جواب ندادم بار اولمم بود میدیدمش مثلت میگفت مزخرفترین ادمی هستی ک دیدم و فلان و به دوستم هی میگفت پاشو بریم
میشه یه صلوات بفرستی برام🥲 با شعله ی خورشيد چه سازد نفسِ صبح روشنتر از آنم که توان کرد خَمُوشم 💙 عشق مثل جنگه! شروع کردنش آسونه تموم کردنش سخته ولی فراموش کردنش محاله و در آخر کویر خود ماندن و روئیدن هنر است!
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
اون احمق باید عذرخواهی میکرده یا تو باید جواب میدادی
اینم یاد بگیر دوست دوستت دوستت نیست ولی میتونه بهت یه دیدگاه خوبی درباره دوستت بده که بفهمی با کیا نشست و برخاست میکنه
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
من بودم اصلا نمیزاشتم همچین چیزی پیش بیاد دوستم باید بهس میفهموند خفه شه ولی هیچی نمیگفت
تو اینجوری ای
دوستت نیست
اولا مشکلات تو با آدما به تو مربوطه
ثانیا حتما اون براش مهمه دیگه که حتی تذکر لفظی هم نداده
چیو باید متوجه شی که نمیشی؟
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
تو قرار اول مگه چه اتفاقی بینتون افتاد که تا این حد به مشکل خوردید و بحثتون شد؟!
بخدا منم همینو موندم کاری به کارش نداشتم کلا ولی اون دوستی قدیمی تری با دوستم داره اما دوستمون بیشتر پیش من بود من همه جوره ازش سرتر بودم میتونستم اونجا خوردش کنم ولی چیزی نگفتم اصلا انگار همچین جایی نیومده بود جلو کلی ادم اروم و متشخص داد و هوار راه انداخت خیلی زشت بود