بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من دشمن نون خشک بودم .با خواهرم زده بودیم تو کار نون خشک .پلاستیک در میکردیم میبردیم نون خشکی پول ...
وااااااای درود بر تو ای همکار 😉😉😉 شیشه خرده پلاستیک و ....یه مرده بود بستنی میداد با دمپای کهنه منو داداشم با قیچی دمپایی مادرمو پاره کردیم رفتیم دادیم بستنی از بس کتک خوردیم اما ارزشش رو داشت 😁
راسس میگی خداییش چی فکر میکردن پیش خودشون من که هر چیزی ولسم میخریدن عمرش یه ماه بود ولی بازم بزرگتر ...
آینده نگر بودن لباس وقتی اندازمون میشد که دیگه کهنه شده بود .وقتی لباس و کفش برامون میخریدن من تا سه روز بالاسرم میزاشتم میخوابیدم .روز هم باهاش قر میدادم تو خونه
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی ، به شکوفه ها ، به باران برسان سلام ما را ....