توضیح کلی بدم که من یکسال جداشدم نامزد بودم به شدت عاشق نامزدم بودم بخاطرش از خانواده و همه چیم گذشتم ولی متاسفانه به جدایی کشید
یه اقایی دقیقا یکساله که خواستگار سنتی منه که منتظر جداشدن من بوده الان ۳ ماه میشه جداشدم اصرارش زیاد شده ولی من بارها گفتم به هیچ وجه قصد ازدواج ندارم تا چنسال بخاطر اینک پیش هر مردی میشینم تصویر نامزدم میاد جلو چشمام خلاصه از این اقا بگذریم دوماهه با یه پسری در ارتباطم که ۶ سال همو میشناختیم از بچگی شرایطشم خوبه اومد پیشنهاد داد منم بخاطر اینک یکم حواسم پرت بشه قبول کردم اوایل برام جذابیت داشت ولی الان اصن دلم نمیخاد ببینمش یا صحبت کنم اینم گفته قصدم جدیه ولی فعلن نمیتونم بیام جلو منم چون حالا حالا توفکر ازدواج نبودم قبول کردم
مادرم اصرار داره یه مدت با خواستگارم ارتباط داشته باشم شاید جذبش شدم میخاستم همینو بهونه کنم که پسره بگم ک من خواستگار دارم وفلان چون میدونم خودش فعلا پاپیش نمیزاره
رابطه رو تموم کنم بنظرتون کاربدیه؟