2777
2789
عنوان

زندگی

46 بازدید | 1 پست

من چندسالی هست ک با عشقا علاقه ازدواج کردم اوایل همه چی گلا بلبل بود بعد چندسال یهو ورشکسته شدیما از پایه دوباره شروع کردیم تو این مدت بخاطره ی بحثی درحد چند روز افتاد زندان و بعد این شک فهمیدم از قبل ازدواجمون تاچندماه پیش اعتیاد داشته و گذشت انداختنش کمپ اومد تو این چندسال بخاطر جادو جمبل هایی ک بودا شدا هزار چیز دیگه نزدیک ۱سال منا ول کردا رفت خونه ننه اش اینا از اینا ک بگذریم چ وقتی دارا بودا چ وقتی ندار بود پا همه چی موندم با جونا دل تنها چیزی ک ندیدم فقط خیانت بود ...قبل از من ی دختر تو زندگیش بودا دختره ام این جور ک من فهمیدم تهش بودا اویزون خیلی حرفا میخوام بزنم راجبش ولی در حد من نیس بعد تو اون ی سال ک نبود من ی ب ی چیزایی شک کرده بودم ک گفتم پیش خودم ول کن بابا فکره و جرته بعد یه کلاهی من پیدا کردم اسپرت تو وسایلش حالا تا همونا سر اون دختره دیدم تو پیجش حسابی فکرما در گیر کرده دلم میخوا برم طرفمو پاره کنم و خونه را بزار رو سرم .اینم بگم از بس دلم پر بود اومدم اینجا باهاتون دردا دل کنم چون اطرافیانم و دوستام دشمن درجه ۱هستنا شاد میشن .میشه ارومم کنید خیلی حالم بده ازتونه خواهرانه میحوام چیزایی ک ناراحتم میکنه نپرسین.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز