دوستان من دوماهه ازدواج کردم و رفتم خونه خودم از اون روز هر روز میام به مامانم سر میزنم ولی یه سری شبا میرم خونه همسرمم راجب این موضوع هیچی نمیگه ولی همون یه روز در میون که میخوام شبا برم خونم مامانم میگه چقدر زود پامیشی جمع میکنی میری واینکه میگه من شبا از استرس خوابم نمیبره من نمیدونم باید چکار کنم دیگه حس میکنم الان بعد از دواج من دارم برای مادرم مادری میکنم خیلی خیلی خیلی زیاد دوسش دارم ولی نمیدونم باید چکار کنم