وای دوستان دیروز که بانامزدم قهر بودم تولد براش گرفتم همه چی اماده کردم بعد باخواهر شوهرم نقشه کشیدیم خواهر شوهرم زنگ زد بهش باصدای بلند داد میزد و گریه الکی میگفت نامزدت داره میمیره خون بالا میاره حالش خیلی بده بیچاره نامزدم مغازه روهمونجور باز ول کرده بود سرییع خودش رسوند خونه ماا وقتی اومد مااجیغ زدیم تولدت مبارک بیچاره فشارش افتاده بود رنگش عین گچ خخخ اما عوضش تولدش خوش گذشت و اشتی کردیم