قبلا تو مغازه اش پرنده عروس زیاد داشت بعد همه رو فروخت چون هرجا میرفتیم یکی باید مراقب پرنده ها هم بود الان بعدم از چندسال داشتم پشت تلفن صحبت میکردم دیدم صدای پرنده میاد گفتم صدای چیه گفت از خونه بابات آوردم با پرنده همسایه مغازم جفت کنم خیلی ناراحت شدم چون ک بهم نگفت و خیلی وقته این موضوع نمیدونستم مغازه مربوط به یدکی ماشین داره و پرنده هم ی گوشه پرورش میداد قبلا
از این کارش خوشم نمیاد چون بهم نگفته بهش گفتم چی شد دوباره رفتی تو کارش گفت چون گرون شده جفت کنم ک بفروشم حالم از این کارش بهم خورد چون هم اینکه بهم نگفته تا این مدت و بدون مشورت باهام این کارو میکنه آخه خوشم نمیاد. اصلا از این کارا
جای من بودید ناراحت نمیشدبد