یازده ساله ازدواج کردم، یه مرد ظاهرا تمام معنا، از نظر مردم خوشبخت ترین زن روی زمین، ولی از نظر من بی احساس ترین مرد دنیا، انگار هم خونه ایم همین، همه چی محیا، پدر خوب برای پسرم ولی احساسم مرده، ده روز هم نبینمش آب تو دلم تکون نمیخوره، شب و روزم شده گریه، اگه پدر یا مادری داشتم که پشتم وایسه دستم یا به یه جایی بند بود یه جوری میرفتم که هیچ وقت نتونه پیدام کنه ولی حیف، سرنوشتم همینه باید تحمل کنم ندیدن هاشو، بی احساسی هاشو، دلم مردی میخواست عاشقم باشه دیوانه وار عاشقش باشم دیوانه وار... حیف، از خدا گله دارم، بخاطر پسرم زندگی میکنم زندگی..... . 🔥
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
به خدا اين دنيا يه خوابه واسه يه عده خواب شاد واسه يه عده كابوس فقط فكر سلامتي تون باشيد واقعا ارزشش ...
عزیزم منم به این نتیجه رسیدم، فقط میخوام با پسرم خوش باشم همین، همسرمو بوسیدم گذاشتم کنار،خوشبختانه عشقی هم ندارم فکرمو درگیر کنه خودمو و پسرم، عشق یعنی پسرم، همسرم شده بانک ما، به همون بانک بودن خودش ادامه بده ما هم زندگی میکنیم بالاخره عمر منم یه روز سر میرسه، دوست دارم تنهایی هاشو نگاه کنم ببینم چه حالی میشه وقتی نیستم