سلام جونم
اومدم بهت بگم که فراموشت کردم..فراموش کردم اون شبی رو که با کلی قهقه و ذوق تانگو برای عروسیمون تمرین میکردیم!
اون شبی رو بارون میومد و من پشت موتور نشسته بودم و صدای خندمون کل شهر رو برداشته بود!
اون روزی که با اهنگ گلپری میرقصیدم تو خونمون و تو با ذوق نگام میکردی!
اون شبی که رفتیم معین درباری هر دومون مسموم شدیم ولی با این حال میخندیدیم!
چشای عسلیت رو که اصن یادم نمیاد!
صدات رو یادم نمیاد!
تازه یادم رفته عاشق برگر هستی!
تک تک بوسه هایی که روی لبام میزدی رو یادم نیست..
بغل گرمت رو اصن یادم نمیاد..
ولی یادمه روزی که گفتی زینب مثه تو زیاده مامانم فقط یدونست!
یادمه روزی رو که التماست کردم که بیا ازین خونه بریم و نیومدی!
تک تک دروغات رو یادمه!
عکسارو صفحه دوم میذارم که نره گوگل
شرمنده اگه عکسامون قشنگ نیست چون فقط همیناست که برام باقی مونده