به لطف عاشقی من مانده ام با شعله ها تنها
و میسوزاند اینجا بی مدارا، شعله ها، تن ها...
من مجنون و فرهاد اشک میریزیم در دوزخ
و میخندند تا گلبانگ فردا، شعله ها تنها...
پر از درد و دل جوهر صفت گشته اتاق من
و میبینند کاغذهای من را شعله ها تنها
میان سینه روزی شوق "دیدارش" سراسر بود
هم آغوشند اینک با دل ما شعله ها تنها...
☆♡🌴🌼جف_۳۱۳🌼🌴♡☆
.
.استفاده از جناس تن ها و تنها ایده ای بوده که اولین بار توسط یکی دیگه استفاده شده..✨️
.
خودمم میدونم اونقدر حرف خاصی توی این شعر نیست...
صرفا حال و هوا و بازی با کلماتش مد نظره...
همه شعر ها قرار نیست حرف جدیدی داشته باشن...
و البته استفاده از ردیف سخت هم باید مد نظر باشه .