داشتیم با دوستام راجب پیراهن مشکی صحبت میکردیم
دوستم گفت:
داییم یه دختری و خیلی دوست داشت، دختره شوهر کرد
داییم ۵ سال پیراهن مشکی پوشیده آخرش بابابزرگم گرفت جِرش داد
منم گفتم: وای دایی تو؟😐
گفت : نه پیراهنشو جِر داد😐😂
یه لحظه هنگ کرد بدبخت
ولی الان یادم میوفته پاره میشم از خنده😐😂😂😂😂