دقیقا هر موقع که روز قبل مثل چی کار داشتی و خسته ای تصمیم میگیره پا شه بیاد خونتون
دیشب به شوهرم زنگ زده که من فردا واسه ناهار میرم خونتون 😐( شوهرم اصلا ناهار خونه نیست من تنهام ولی به اون زنگ زده )
هر موقع هم که میاد ایراد میگیره
یه بار لباس شوهرم رو مبل بود گفت خونه چه کثیفع گفتم لباس پسر خودته من بر نمیدارم تا خودش ببره بزازه تو کمد دیگه مونده اینجا
یه بار خونه هیچییییی نبود کامل تمیر بود برق میزد اومده تو نگاه میکنه میبینه همه جا تمیزه به من نگاه میکنه میگه وای چقدر جوش زدی 😐😐😐 لباتو ژل زدی خیلی زشت شدی ببر درستش کن 😐
امروز تموم شه این زود بیاد بره دیونمون کرده!
الان باید پا شم ناهار بژارم با این خستگی که دیروز هزار جا کار داشتم به زود بیدار شدم
حتی دیگهشوهرمم نمیتونه باهاش بسازه چه برسه به منه عروس