خانوادم هیچ جا پشتم نبودن از طرفشون تا حالا محبت احترام و درکی ندیدم غیر از سرزنش وضع مالیم هم زیاد خوب نیست هیچ دوستی ندارم که باهاش حرف بزنم بریم مسافرت بیرون از وقتی با نامزدم آشنا شدم تموم فکر و ذکرم شده اون از طرفی باهام اونم سرد شده جدیدا همش سرکاره میخواد مهاجرت کنه خیلی همو نمی بینیم چند بار آزمون دادم ولی هنوز دیپلم نگرفتم کنکور نتونستم به خاطر حال بدم شرکت کنم خیلی وقته نه لباس گرفتم نه به خودم میرسم خانوادم هم بهم پول نمیدن دوست ندارم از نامزدم بگیرم اونم همش ازم میخواد به خودم برسم حتی نمی تونم برم کلاس خانوادم حمایت نمی کنن خستم نه خانوادم درکم میکنه نه نامزدم خیلی دلم گرفته فکر اینکه نامزدم مهاجرت کنه بره دیونم میکنه طاقت دوریشو ندارم یک داداش از دار دنیا دارم که اونم خانوادم ازم دورش کردن باهام بد شده