به خانواده پدریم گفتم خاستگار دارم
عمم یه دختر داره چند ماه از من بزرگتره از وقتی که فهمیده سر سنگین شده(البته مشکل داره با همه)
احساس میکنم به بابام زنگ زده ازش درباره خاستگارا پرسیده
نمیدونم دیگه واقعا از دستشون چه کار کنم
دخترش انقدر آسوده چپ میره راست میاد کنایه میزنه
میترسم یه کاری کنن ازدواج من عقب بیفته بابام خیلی به حرفشون
الان همه دغدغش شده میده کردن شوهر برا دختر عقب موندش