فامیلمونه ندیدمش تاحالا خالش منو مراسم دیده بود برا پسر خواهرش امشب تماس گرف بعد خالش ب مادرم گف مهرداد گفته خونه خودتون(یعنی خالش) بیان منم بیام همدیگرو ببینیم
منم ب مادرم گفتم اونا باید بیان خونه ما ینی چی من پاشم برم خونه خالش ضایس دگ
نظرتون!؟
به کسی تکیه نمیکرد از زیر آوار ماندن دوباره هراس داشت⛓
منم همینحوری رفتم میدونی میگن اسم رو دختراون نیاد و...بگو دتس خالی تشریف بیارین یا بیرون ببینیم من جوابم منفیه نرو بعدا سر مهریه و...دخالت میکنخ خالش برای مت همین پخ شد بگو شرمنده خودم خواستگار دارم اولین باره میشنوم اینارو بد میدونیم
دلم پر از غمه ولی با یه صلوات برای بچم و زندگیمو نورانی کنید،دلیل صلوات انحراف چشم بچمه دوسالشه،خدایا معجزه ای این بچرو دادی خودتم خوبش کن،زندگی با یه شوهر پارانوئیدی سخته ولی من باید بجنگم برای آینده بچم هیچ چیز مهم تر از بچم نیست.دوستم @هناسه۱۳۷۳.نمیام اینحا چون گوشی ندارم دلتنگ دوری از روژینم