از آخرین باری ک شعر گفتم نمیدونم چقدر میگذره ..ولی خوشحالم ک بعد از این همه مدت هنوز میتونم چیزهایی بنویسم .این شعرم مثل همه ی شعرهای قبل و بعدش یادگاری هست از ی عشق دفن شده ..!
عشق هم میمیره ولی آرامگاهش هست ..
.
من آن سنگم ک قلبم از تو و دنیا نهان مانده ..
ولی امشب نگاهم سوی تو ..تا آسمان مانده .
قرار این بود با یک" دوستت دارم "شوم لعلی
ولی تنها سکوتی تلخ از اعجازمان مانده ..
به بندی مانده ام جایی میان یار و تقدیرم
ببین یوسف میان چاه خود بی کاروان مانده ..
بچینی یا نچینی مرگ در تقدیر هر میوه ست
تو رفتی و نگاه من ب دست این و آن مانده ...
.
✨️🦋جف_313🦋✨️