فعلا فقط حرفش پیش اومده منم گفتم بعدسال همسرم!تصمیم میگیرم و فعلا رد کردم شاید راضیشون کردم بچمو بدن و من برم بسلامت!
آرامم (همسرم)!میدونی رفتنت با من چیکار کرد؟انگار یکی هزاران بار قلبمو زیر پاش له کرد انگار یهو وارد یه چاه سیاه تاریک شدم انگار یکی منو تو یه سیاره دیگه تک و تنها ول کرده و رفته رفتنت برام یه گودال سیاه ساخت که همیشه دارم بهش نگاه میکنم همه میگن:” احمق نباش اون دیگه نمیاد.”ولی من با خنده میگم:” اون خیلی دوسم داشت،میاد،میدونم که میاد.”و منه احمق قلب پودر شدمو تو دستم گرفتم و هنوزم منتظرم تو بیای.
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
پسره تو شرکت عمران ازم خوش میاد؟ (دوبار داشت نگام میکرد بار اول تو دفترش پشت کامیپوتر و من داشتم رد میشدم بار دوم با همکاراش اومد بیرون که برن جایی و داشت واضح نگاه میکرد )