به خدا خسته شدم نمیخوام ناشکری کنم من توهیچی مقصر نیستم ولی جوری باهام رفتار میکنه انگار ارث باباشو خوردم
همش به همه میپره حتی ب بابام...خستم از دستش خستههه😭😭😭دیروز با اینکه پری بودم کمکش کردم جارو برقی کشیدم الیاف بالشارو جدا کردم همش گیرای بنی اسرائیلی میداد که زیر مبل رو چرا جارو برقی نکشیدی
امروز صبح هم خواب بودن یهو مث ازرائیل اومد بالاسرم رخت خواب رو از زیرم کشیدگفت گمشو بلند شو(ساعت۹بود)
حق داره کلا ژن بی اعصابی و دیوانگی رو از مامان باباش ب ارث برده....مامانش هم خودکشی کرد
نمیدونم هی میخوام کاری نکنم از حرص یهو سکته کنه عذاب وجدان بگیرم
کلا همش حرص میخوره بی دلیل
خستم از دستش دعا کنید دانشگاه قبول شم برم از این خونه😔