۲۰ تا تایپیک زده معلوم نیست چی به چیه!!اینجا هم هرکس اومده با همه دنده چپه به هرکی یه چیز میگه
دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد وگفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند:مبارک باشد دخترک گفت:دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت شبی زنی افسرده، نظر کرد برآن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد ونالید که وای، وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است
نه یکی تاپیک دی زدم ببین من ی بد رفتاری بهم شدرفتم دکتر بد با شوخی به رو دکتر اوردم حالا میخوام منطقی حلش کنم و خوب منطقی گفتم این ک مثلا مادره میگ تو مقصری هرچی میگی قهر میکنه خانم در صورتیکه من هرک پرسیدم گف ت کاری نکردی اما این حرف حرف خودشه من چکار کن از دس این
فعلا شما طلبکاری اومدم راه حل بخوام میگی علیک سلام بقیش کو چکارت کردم که هم چی طلبکاری
گلم خودت ظرفیت نداری تیتر تایپیکتو که خودت گذاشتی سلام بود بعد گفتی جواب بدین منم گفتم علیک سلام بعد در پاسخت گفتم باید به تایپیک قبلیت مراجعه کنیم یعنی اونجا سوالتو پرسیدی ؟یعنی اینا چیزعجیبی بود که اون جوری جواب میدی؟
دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد وگفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند:مبارک باشد دخترک گفت:دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت شبی زنی افسرده، نظر کرد برآن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد ونالید که وای، وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است
دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد وگفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند:مبارک باشد دخترک گفت:دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت شبی زنی افسرده، نظر کرد برآن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد ونالید که وای، وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است
اره دیدم ، خواهر من دختر خوب منم مامانم از بعضی حرفای من حرصش میگیره طبیعیه خیلی ماجرا رو کش نده بزا ...
ن من میبرمش پیش مشاور تا پوزش ب خاک مالیده بشه طرف دکتره ی ذره شعور نداره خسته باشه باید رو من خالی بشه بعدم من هزار بار نگفتم نمیشناسم پ ممکنه قضاوت کنم بعد میگن همینا مادرت دوست داره دیدم نداش