اقاماقبلا یه مشکلاتی داشتیم این خواهرسوهرکوچیکه مثلا گاهی دستمونو گرفت کمکای کوچیکی کرد ویه باریه پولی قرض داد مالازم داشتیم زود پسش دادیم،حالا شده اقابالا سر،الان من شهرستانم اونم یاشوورش اومده تازه زمین خریده،اومده سرزمینش ولی خونه ای که من توشم نمیاد،چون قبلا چندباربحثمون شده وکلا ازبالا به پایین یه من نگاه میکنه ازش متنفر نباشم ایا
نه والاه …. وارد جنگی نشو ( که هم ، هم جبهه خودته و همخون شوهرت ) و هم اینکه اگه هم توش پیروز بشی ، تا آخر عمر زندگی با شوهرت ، با اون ، باختی … ( دعوت کردنشون یادت نره در ضمن خانمممممم ، این برعکس وظیفه یه عروس با شوهر و سر سفره پدر و مادر بزرگ شده س) چون اونا تو شهر شما مهمونن 🙂
نه والاه …. وارد جنگی نشو ( که هم ، هم جبهه خودته و همخون شوهرت ) و هم اینکه اگه هم توش پیروز بشی ، ...
نه شهرمانیست،من شوهرم کارمیکنه اینجامیاییم میریم،اونام گاهی میومدن پولی وباکلی هزینه خوردوخوراک وجاودستمزد کمک میکردن،الان خودشونم زمین خریدن کناراونجایی که شوهرم کارمیکنه،من میگم یه خورده به ماکمک کرده ماهم احترام میزاشتیم هوا بَرِش داشته پررو شده،میگه شما هرچی دارین ازمنه،یاتوقع داره به خواهرم گفته خسیس چیزی جوابش ندم،وکلا انگار من حمالم همش به حرفاش گوش کنم،میگه اگه کسی جواب خوبیمو بابدی بده میزارمش کنار،مثلا گذاشتتم کنار الحمدولله