حالم خیلی بده
از صبح دعواس مامانم هم زنگ زد داداشش اومد دنبالش رفت
مامانم حساب کردم ۱۷۰میلیون میشه مهریه ش
۱۰۰گرم هم تقریبا طلا داره
۴۰۰میلیون هم پول پیش خونه س
پیش بابام که محاله بمونم میترسم مامانم هم شاغل نیست و هم ترسو
اصلا جرعت نداره شب تنها تو خونه ای که خودمون بدون مرد باشیم بمونه
خوشمم نمیاد برم با داییم اینا زندگی کنم
از صبح چند بار خواستم یه مشت قرص فشار خون مال مامانم رو بخورم بکشدم راحت شم