2777
2789
عنوان

پر از کمبودم

103 بازدید | 10 پست

من یک مادر ۴۰سالم پر از استرس و تنش و عصبانیت نمیتونم عصبانیتم و کنترل کنم بچم ۲سال و نیمشه  با همسرم بحث خیلی دارم همیشه احساس تنهایی میکنم با خواهر برادرام هم در ارتباط نیستیم چند ماه یبار خونه مامانم هم و میبینیم بر عکس خانواده همسرم

خیلی احساس کمبود دارم

خیلی زیاد

نمیخام واقعیتا رو قبول کنم زود از کوره در میرم نمیدونم چرا اینقدر پر از حسرتم اینقدر تو هم میرم وقتی مادر شوهرم قربون صدقه بچه هایش می‌ره مامان من هیچوقت اینجوری نبوده مشکل خواهر منم دقیقا مشکل منه من باب درد دل حرف زدم

شما بگید چجوری با شرایطتون کنار میاید

همیشه این حس خلأ،تنهایی و بی کسی با من بوده شاد نیستم قبلا تو ازدواج اولم که سرتاسر مشکل بودم نه خونه ای با یه همسر معتاد شادتر بودم همه میگن چقدر پکیدم 

همیشه بقیه وقتی از خانواده هاشون میگن حرفی برا گفتن ندارم و ناراحت میشم چ حسادت میکنم هیچوقت مامان بابام بلد نبودن از ما حمایت کنن و بر عکس طرفای مقابل ما اینجوری بودن و ما خورد میشدیم خیلی حرف زدم ولی خالی نمیشم





  کاش همونقدر که چوب سادگیمونو.میخوردیم نون مهربونیمونم میخوردیم.

والا من الان شرایطم همینه ولی خودمو نباختم

دارم تلاشمو برا زندگیم میکنم

حداقل در اینده بچه دار شدم بچم مادر خوبی داشته باشه


الان بچه شما حس شمارو تجربه میکنه

چیزی ک اینجا بهش رسیدم اینه...در هر صورت حق با شماس و من عمرا ریپلای بزنم و بحث کنم چون زمان و انرژی هر دو برام ارزشمند تر از بحث با شماس

من دقیقا مثل توام خب؟تنها نیستی

اگرم خونواده مزخرفی داری سعی نکن باهاشون ارتباط بگیری اوناباید تورو بخان

برو باشگاه برا خودت دوست پیدا کن ،تو خونه برا خودت ی فعالیتی مشغولیتی درست کن

برا بچت پیج بزن رو اون کار کن

منم وقتی میبینم خانواده همسرم چقد ب هم نزدیکن ناراحت میشم همین الان دلم میخاست ب مامانم ز بزنم و درددل کنم ولی ازمامانم متنفرم اونم از من...آدمای سمیی ان،منم سمی شدم...پس بهتره واقعیتو قبول کنیم و باهاشون کناربیایم ، هشت میلیارد نفر آدم تو دنیا عستن ک خیلیاشونم با خونوادشون خوب نیستن...

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

من دقیقا مثل توام خب؟تنها نیستیاگرم خونواده مزخرفی داری سعی نکن باهاشون ارتباط بگیری اوناباید تورو ب ...

من خانوادم خوبن هیچ کاری ندارن بهم اذیت و آزاری بهم نمیرسونن فقط بی عاطفه هستن همین من خیلی محبتیم

  کاش همونقدر که چوب سادگیمونو.میخوردیم نون مهربونیمونم میخوردیم.
عزیزم💔برو پیش روانشناسی به بچت اسیب نرسه

هیچ دوستی ندارم داشتم شوهرم گفت خوب نیستن و باهاشون قطع رابطه کردم با شوهرم نمیتونم حرف بزنم تا حرف میزنم دعوامون میشه اینقدر احساس تنهایی دارم روزی بیس بار زنگش میزنم ولی اون دوست ندارم مدام بهش ز بزنم میخام تغییر کنم گفتم با خودم و بچم حال کنم فقط انگار همه میفهمن که محتاج محبتیم

  کاش همونقدر که چوب سادگیمونو.میخوردیم نون مهربونیمونم میخوردیم.
من خانوادم خوبن هیچ کاری ندارن بهم اذیت و آزاری بهم نمیرسونن فقط بی عاطفه هستن همین من خیلی محبتیم

همین ک محبت نشون نمیدن یعنی مشکل دارن و ادمای سمی هستن دیگ وگرنه فرق خانواده با غریبه در چیه؟

صرفا ارتباط خونی ی عده رو خانواده نمیکنه

شما الان کمبود محبت داری و این تو زندگیت خلا ایجاد کرده یعنی بهت اسیب زدن دیگ،ازار و اذیت فقژ فیزیکی و پولی نیستش ک

همینو قبول کنید گام بزرگیه

همین ک محبت نشون نمیدن یعنی مشکل دارن و ادمای سمی هستن دیگ وگرنه فرق خانواده با غریبه در چیه؟صرفا ار ...

اره واقعا همینه وقتی خانواده شوهرم مادرشان از بچه هاش تعریف می‌کنه هی من میخام تخریبشون کنم دست خودم نیس  

شایدم به اشتباه حمایت میکننو فقط خودشون و میبینن ولی برا بچه هامون دلگرمیه وااای چقدر عوض شدم هر چی سنم می‌ره بالاتر بدتر میشم

  کاش همونقدر که چوب سادگیمونو.میخوردیم نون مهربونیمونم میخوردیم.
اره واقعا همینه وقتی خانواده شوهرم مادرشان از بچه هاش تعریف می‌کنه هی من میخام تخریبشون کنم دست خودم ...

تا وقتی ب علت و ریشه ی حال بدت آگاه نشی،نپذیری و برای تغییر قدمی برنداری حالت بد میمونه و ب مرور بدترم میشی چون کمبود محبت از طرف خانواده خیلی سخته و نمیتونی دس رو دس بذاری تا حالت خوب بشه،حتما پیش مشاوربرو

تا وقتی ب علت و ریشه ی حال بدت آگاه نشی،نپذیری و برای تغییر قدمی برنداری حالت بد میمونه و ب مرور بدت ...

ل بچگیه ما تو ارامش بزرگ شدیم ولی مادرمون بی محبته یادم نیس قربون صدقمون رفته باشه اونم یه بابایی بد داشته و اونم بخاطر باباش اینجوری شده  واقعا چه میشه کرد من الان هزار بار ب مامانم گفتم جلو شوهرم ازم حمایت کن اگه حرفی زد طرفداری کن نمیتونه اونام سو استفاده میکنم و میدونن ما کسی و نداریم همیشه شوهرم میگه تو اگه با خانوادت بهت خوش میگذشت بیشتر اونطرف میرفتی خواهر شوهرم همش چسبیده به خانوادش یعنی یکار کرده شوهرش حاضر نیس با مادر خودش ی مسافرت بره همش مادرشوهر من و میبرن ازشون بدم میاد

  کاش همونقدر که چوب سادگیمونو.میخوردیم نون مهربونیمونم میخوردیم.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز