دیشب ی مهمونی دعوت شده بودیم ب ما گفتن راس 7 اینجا باشید چون بچه ما 8 می خوابه عملا و اونطوزی بد خوااب میشه من تا شوهرم بیاد خونه و بریم بنزین بزنیم خلاصه 730 رسیدیم میزبان تا در باز کرد با عصبانیت گفت چرا انقد دیر اومدید خب برنامتون رو یجوری بریزید بتوونیدبه موقع بیاید الان بچم بدخواب میشه من هیچ من نگاه 😳😳😳
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خوبه آدم محتاج کسی نشه تو این دور زمونه ب نظرمن از این آدما باید فاصله گرفت فرسنگ ها بحث شعوره نه چیز دیگه چرا باید عمرو وقتو اعصابمو وجودم رو هدر بدم برای همچین آدمهایی که آدم بودن اسمشو فقط یدک میکشن حیف تنم که بخوره ب دیوارها وفرش خونشون
من خیلی ناراحت شدم آخه من اصلا با کسی این رفتار رو ندارم کلا
چرا آدما این جوری شدن طرف دوست صمیمی همسرم هست خودش خوبه ولی خانمش خیلی بدرفتاری کرد اونشب سر این قضیه بعدم بچهه رفت خوابید اومد گفت وای باز الان فردا خوابش بهم میریزه