سلام،تو دو تا پست تا حدودی گفتم وضعیت چطوریه.
من دو تا خواستگار دارم با شرایط مشابه. اولی سه ساله خواستگاره،دومی یک هفته ست خودشو نشون داده،میگه یک ساله دارم بهت فکر میکنم.
اولی فامیل نزدیکه،سالی چند بار میبینمش،اما گفت و گوی صمیمی ای باهاش نداشتم.
ولی دومی رو تا حالا فقط یک بار دیدم،اما تو این یک هفته تمام تلاشش رو گذاشته تا مخمو بزنه. راه به راه اهنگ میخونه،قربون صدقه میره و رویا پردازی میکنه از یه آینده ی درخشان و... و رک و راست بگم داره دلبری میکنه.
یکاری کرده که دو ساعت پیامش رو سین نمیزنم عذاب وجدان میگیرم،انگار که دارم ظلم میکنم در حقش.
یجوری انگار داره وابسته ام میکنه.
نمیدونم ادامه بدم،بزنم بلاکش کنم،بهش بگم برام صبر کن،دارم دیوونه میشم