مادر من بشدت آدم غیرمنطقی و عصبیی هست
یعنی کافیه یک لحظه باب میلش رفتار نکنی زندگیتو سیاه میکنه
امروز من یکم حال ندار بودم، شروع کرد داد زدن بعد یهو گفت گه غلطی داری میکنی تا میرم بیرون زنگ میزنم اشغالی و همه چیزو قاطی کرد گرفت منو به کتک، من ۲۲ سالمه
چند ماهیه با یه آقایی تو روند آشنایی هستم، خانوادش باهام صحبت کردن قراره که آخر این ماه بیان خواستگاریم، اما از اونجایی که مادر من کنترل و تعادل نداره مشاورم بهم گفته که تا اون روز چیزی بهش نگو اخه ممکنه محدودم کنه و حتی گوشیمم بگیره، خلاصه مجبوریم صبر کنیم تا اخر این ماه که شرایط عشقم کامل جور بشه، اما مامانم امروز فهمیدم بدجور شک کرده حتی واقعا میگم با دوستم بیرونم باور نمیکنه با اینکه کاریم نکردم ک شک کنه فقط یکی دوبار اشغال بودم اونم منم داد زدم گفتم حق ندارم تو حریم شخصیم با دوستم حرف بزنم، با وجود تنفری ک ازش دارم یکی دوساعت بد با اکراه مجبور شدم سیاست ب خرج بدم و رامش کنم رفتم بی دلیل معذرت خواهی کردم، گفتم یجوری این ماهم اروم نگهش دارم بخیر بگذره، بچها چیکارش کنم شک نکنه
موضوع بعدیم خودم هستم ک ب شدت استرسیم، یک ثانیه هم دلم اروم نیست هی میگم اگ منو ندن ب این اگه نشه اگه..... دست خودمم نیست مشاورمم گفته از بچگی بخاطر مادرم استرس افتاده ب جونم، همین الانشم ک دارم تایپ میکنم استرس آینده داره منو میکشه از شدت استرس گریم میگیره راهی برای درمونش سراغ دارین تا انقدرم انرژی منفی نفرستم؟ قرص پروپرانول خوبه برای کاهش استرس؟