اصلا حال ندارم پاشم حاضر کنم خودمو انگار جادوم کردن دست و دلم به هیچ کاری نمیره از یه طرف خوشم نمیاد چشمم به ریخت مادرشوهذم بیفته از یه طرفم حوصلم سر رفته میگم برم یکم حالشو جا بیارم بی محلش کنم باهاش قهرم کاری کرد سه روز شوهرم خونه مامانشه نیومده خونه