من ۵ سال بیماری روحی شدید داشتم.افسردگی بسیار شدید.جوری حالم بد بود که همه قطع امید کرده بودن و بجای آرزوی درمانم آرزوی مرگم رو می کردن.یه روز از این روزا تصمیم گرفتم که حالم خوب بشه و از تمسخر و تحقیر دیگران خودمو نجات بدم.حال من از اون چیزی که میشه تصور کرد خیلی بدتر بود.من بلند شدم با تکیه بر خودم و خدای خودم و زدم تو دهن تمام اون هایی که از شکست و نابودی من خوشحال بودن.من دوباره افتخار پدر و مادرم شدم.دوباره مایه ی فخر فروشی مادرشوهرم شدم.دوباره عزیز همسرم شدم.اینو یاد گرفتم که حال کسی عوض نمیشه مگر اینکه خودش بخواد.
🧡زهرا سادات خانومم🥰👋 /(^o^)\ این👇🏻👇🏻 امضارو نگه داشتم که به همه بگم من تو این حال بودم 🌱💙نامزد من شفا گرفته🧿🙏🏻🌹 این داستان زندگی منه👈🧚♂️🧡 یه نامزد دارم عقد کردشم و مثل دیوونه ها میپرستیدمش💚💚☘️🦋💙☘️🦋 همزمان درگیر سرطان خون و ام اس بود ولی خداروشکر هر دوتاشو باهم شکست داد و الان حالش خوبه مطمعنم🩵🥺 ۲۷ تیر کمرشو عمل کرد و از اون روز به بعد تا ۶ شهریور پاهاشو اصلا حس نمیکرد ولی کم کم داره بهتر میشه🌿🩵ا🦋