دو سال پیش عروسیه فامیلمون بود پسر یکی از فامیلامون منو از راه دور ک منو مامانم داشتیم با عموش حرف میزدیم منو زیر چشی نگا میکرد منم نکاش میکرد نگاشو میدزدید ک من نفهمم اینم بگم عموش منو خیلی دوس داره همش بهم زنگ میزنه کلا کارای دانشگامم اون امجام دادو خیلی کمکم کرد و همش تریف منو پیش خونوادش میکنه
بزارین اینطوری بگم ک متوجه شین این پسره دکتره بابای این پسره میشه پسر عمه بابام عموی این پسره هم ک خب مشخصه میشه پسر عمه بابام
خلاصه ما همین پسر عمه بابام ک گفتم دوسم داره رو شام دعوت کردیم و دیدم ب بابام پیام داده ک داداشم میگه ماهم میایم(چون تازه از مشهد اومده بودیم) بابای منم زنگ میزنه ب اونا ک شام کلا بیان
خلاصه اینا اومدن باباش بهم گفت لوکیشن اینجارو ب دکتر من بده نمیدونم چرا از لحنش خوشم نیومد ی حس بدی پیدا کردم🙄بهونه جور کردم با گوشیه همین پسر همه بابام ک جورم باهاش براش فرستادم
این پسره هم اومد نگاهای خیلی ریزم میکرد حرفیم نزدیم فقط چایی دادم بهسو تشکر کرد ولی تمام مدت سرش تو گوشی بود همش
نمیدونم چرا روش کراش زدم😣ب نظرتون پسره حسی داره؟ یا کلا همین پسر عموی بابام منظوری داره؟