2777
2789

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

چون شوهرامون آدم نیستن ار توله هاشونم سیریم حس میکنم دخترمم مثل باباش بی صفته دوسش ندارم فقط تو خواب ...

من شوهرم خیلی خوب بود یهو ورق برگشت 

اگ خائن بود انقد ناراحت نبودم 

فقط از بقیه طرفداری

 میکنه

دلم ازش شکسته

بچشم عین خودش عاشق بقیست

من هیییچچچچچ

  چشم غمها بشودکورتومستانه بخند  
حرف زدن هیچی و درست نمیکنهیه عده از سر حسادت نشستن ب پاشیدن زندگیم و اختلال انداختن تو زندگیم ک انگ ...

ممکنه  بتونی از بین حرفای بچه های سایت یه راه حلی پیدا کنی و به یه نتیجه ی خوبی برسی 

هر چی باشه هستن کسایی که به احتمال زیاد مشکل شما رو داشتن و حل شده 

همچین تو امضا میزنن کاربری دست دو نفره انگار ما  گفتیم شما دچار Multiple personality disorder هستی 😐😐😐😐حالا این هیچی یکی میبینی دیروز کانکت شده سریع تو امضا میزنه کاربریم مال فلان ساله 😑 خب که چی ⁉️⁉️ میخواید منم بزنم ( تازه وارد نیستم مال قبل تشکیل سایتم ) راحت میشی 🤨🤨🤨🤨
طولانیهاز حوصله خارجه شکستم اخر خط ی زن کجاست الان همونجام

قطعا به جای خیلی بدی رسیدی که حتی از بچه‌تم دل بریدی. نمیتونم حرفی بزنم که حالتو بهتر کنه. فقط میتونم برای آرامشت دعا کنم.

ممکنه بتونی از بین حرفای بچه های سایت یه راه حلی پیدا کنی و به یه نتیجه ی خوبی برسی هر چی باشه هستن ...

قلبم درد میکنه

همه جام درد میکنه

مغزم درد میکنه

هیچ مشکلی نداشتیم

حسادت اطرافیان اتیش انداخته ب زندگیم 

ارامشمو ۶ماهه گرفته

  چشم غمها بشودکورتومستانه بخند  
من شوهرم خیلی خوب بود یهو ورق برگشت اگ خائن بود انقد ناراحت نبودم فقط از بقیه طرفداری میکنهدلم ازش ش ...

منم شوهرم خوب خوب نبود ولی مثل الان شمر نبود خواهرش گفت برای کسی پیام می‌داده اومدن گوشی رو گشتن رفتم پرینت گرفتن دیدن شماره ناشناسی تو گوشیم نیست ولی دوره بدبختی شروع شد دوساله مثل زندانی دارم زندگی میکنم هرروز دعوا و بحث هزارتا مریضی گرفتم 

منم شوهرم خوب خوب نبود ولی مثل الان شمر نبود خواهرش گفت برای کسی پیام می‌داده اومدن گوشی رو گشتن رفت ...

من خواهرم پشت  سر  یکی از فامیلای شوهرم پیش شوهرم حرف زد ازونروز زندگی من سیاه شده  

ارامش  از زندگیم رفته شوهرمم رفته پیش اونا گفته 

همه  چی سر من شکسته 

شدم اش نخورده دهن سوخته

خیلی خستم روحم شکسته

  چشم غمها بشودکورتومستانه بخند  
من خواهرم پشت سر یکی از فامیلای شوهرم پیش شوهرم حرف زد ازونروز زندگی من سیاه شده ارامش از زندگیم ...

با تمام وجود درکت میکنم هیچی نمیتونه آرومم کنه نه راه پیش دارم نه پس نه طلاق نه زندگی یک مرگ آروم ولی دردناک دارم ۲ ساله  الان هرشب با گریه خوابیدم هرروز دعوا داشتیم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108