2777
2789
عنوان

راهنماییم کنید

75 بازدید | 3 پست

لطفا نظر بدید:

من و پارتنرم هم سنیم و هردو تحصیل کرده. سه ساله پیش تو محل کار آشنا شدیم و از ابتدا قصدمون ازدواج بود. یکسال گذشت و بعد از شناخت هم، به خانواده ها گفتیم که رفت و آمد کنیم و رابطه رو رسمی کنیم. اول که خانواده من بخاطر مسائل اقتصادی مخالفت کردن که پسر توانایی مالی ایده آل رو نداره و تو این اوضاع نمیتونه از پس هزینه ها بربیاد و اجازه تماس و دیدار ندادن.مادرم جواب تلفنشونو نداد پدرم هم که پدر پسر رفته بود محل کارش گفته بود ما به شما دختر نمیدیم.

 من خیلی اذیت شدم ازین رفتارشون و حتی کار به دعوا کشید. چندین ماه زمان برد تا با حرف و منطق تونستم نرمشون کنم که راضی بشن.

حالا الان خونواده پسر بخاطر اینکه جواب رد شنیدن دارن تلافی میکنن و سر لجبازی افتادن و گفتن تا وضع مالی پسرشون بهتر نشه کاری نمیکنن. تو این مدت من و پارتنرم قهر و آشتی داشتیم و من تمام تلاشمو کردم که امیدوار نگهش دارم و احساس کمبود نکنه و معتقدم میشه همه چی رو درست کرد. اما الان میلی به ازدواج نداره و با اینکه پیگیرمه و ارتباط داریم حرف ازدواج و آینده که میشه میپیچونه. بلاتکلیف نگه داشته. میخوام کمکم کنید تو این شراط چجوری میشه پسر و مادرشو که دلخور شدن راضی کرد که بیان برای صحبت؟ اینم بگ من ارتباطی با خانوادش ندارم و نمیشناسمشون و قصدم درست شدنه نه قطع رابطه.

خب حالا اینو بگو

پیش مشاور رفتین؟ اصن مطمئنی این تصمیم درسته و دلت میخواد که با این آدم ازدواج کنی؟ چون مشخصه اون دیگه دلش نمیخواد

مشاور اینجا خیلی اساسیه

یه وقتی هست تو داری پافشاری میکنی ولی متوجه نیستی که داستان به صلاحت نیست، مشاور اینا رو متوجه میشه و میگه بهت

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
خب حالا اینو بگوپیش مشاور رفتین؟ اصن مطمئنی این تصمیم درسته و دلت میخواد که با این آدم ازدواج کنی؟ چ ...

مشاور نمیاد میگه ما که همدیگه رو دوس داریم پس حرفای مشاور به دردمون نمیخوره مثلا اگه بگه جداشید ما که نمی کنیم. پس مشاوره رفتن بیهوده س

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

مشاور نمیاد میگه ما که همدیگه رو دوس داریم پس حرفای مشاور به دردمون نمیخوره مثلا اگه بگه جداشید ما ک ...

این چیزا رو میگه چون میترسه که مشاور تو رو از تصمیمت پشیمون کنه

متوجه نیستی؟ میخواد تو آب نمک نگهت داره

کسی که پیش مشاور نمیاد ایرادات متعددی داره

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2846
2834
2835
2108