بخدا من از شرم سرم پایین بود همش الانم تموم سد داش با مامانم حرف میزد من اصلا اهمیت ندادم اومدم ت گوشی بعد پیش دستیار زندگی نامه خانواده ش تعریف میکنه مامانم زورم میاره میگ تخفیف داد. جلو مریض ها ازش دفاع میکنه من تو عالم دی بودم بعد گف سر شد منم یکم دیر فهمیدم حت اونقد عصبی شدم ک خواستم زودی پاشم کف عجله نکنید سرتون اونجوری گیج میره