پریشب رفته بودیم روضه بعد ما این پسر چیا رو جمع کرده بودیم باشون حرف میزدیم وای خیلی گوگولی بودن ولی وزه بعد یکیشون اومده بود حرف میزد و میگفت من وقتی بزرگ شدم دوست دختر نمیگیرم بعد ما گفتیم اع چرا گفت آقاجون میگه دوس دختر چیه پس فردا میگه برام مانتو بخر اینو بخر اونا بخر وای ما جر خورده بودیم آخه خیلی کوچولو بودن اینا
تازه یکیشون ک کلی فحش بلد بود یعنی هر چی میگفتم ی چی میگف یه چی گفت من گفتم ب تو چه گف سرت تو ک و ن حسن چه ای خدا