2777
2789
عنوان

شما اگه بودین بازم کمکش میکردین

70 بازدید | 9 پست

مامانم دنبال کارای درسی خواهرمه،بعد من کلی تحقیق کردم و کاراشو اکی کردم و یروز کامل بدون صبحانه خوردن تا ساعت ۳ ظهر درگیر بودم بخاطرش 

بعد ک تموم شد و خیالش راحت شد باهام قهر کرد و باز بدو بیراه گفت ک بتوچه من کجا میرم استخر

درصورتی ک من اصلا نپرسیدم مامانم خودش داشت بهم درمورد کلاس استخرش میگف

امروز باز یکارش گیر کرده مامانم گفت بیا بریم گفتم من دیگ نمیام برای این ادم

مامانم هم خیلی ناراحت شد و بغض و گریه و … ک پسرم بزرگ میشه بعدا اون منو همجا میبره

گفتم باشه (داشتم حاضر میشدم این جملرو ک گف باز دراوردم)

حالاشما بگین حق با کیه

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

نباید بری با اینکه میدونم خیلی سخته اما باید پا روی دلت بذاری و نری

راستش دقیقا عذاب وجدان دارم مامانم تو این گرما با اتوبوس بره حتی استخاره هم کردم ک برم نمیدونم واقعا

بخاطراون نمیرم ولی بخاطر مامانم…

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792