هر وقت بتونیم بیرون میریم ی وقتا کمتر میشه چون ایشون هم شاغل هست شیفت داره از عصر تا نصفه شب هم دانشجوی ارشد هست و خب خودمم دانشجو بودم تازه تموم کردم هرروز کلاس یا امتحان داشتم گاهی اوقات نمیشد زود به زود بیرون بریم
ما تو مجازی آشنا شدیم اما همسایه دراومدیم ، من هفده سالم بود اون موقع ایشون بیست و چهار و سرباز
ما باعث پیشرفت هم شدیم من دانشگاه تاپ دولتی رشته مورد علاقمو قبول شدم همیشه تو دانشگاه جز دانشجو های ممتاز بودم ایشون همیشه تشویقم میکرد
منم تو خدمتش کنارش بودم خیلی سختیا کشیدیم خیلی سنگا جلو پامون افتاد خودم انتخاب رشته ارشد براش نوشتم ارشد ایشونم بهترین دانشگاه قبول شد
بله جدایی یکبار سه سال پیش داشتیم البته سر خیانت یا مشکلات این شکلی نبود و بعد دوماه دوباره برگشتیم به هم
بله ما باهم راحتیم و البته حد و حدود رو هم رعایت میکنیم ایشون ازمایشش رو پس داده تو این چهار سال و خرده ای