که دیگه ازدواج کردین
خانواده خودتون شهر دیگه هستن کمکم کنین
من تقریبا ۱۰ ماهه ازدواج کردم
تو این ۱۰ ماه فقط ۱ بار رفتم شهر خودم پیش پدر و مادرم
شوهرم کارش جوریه که خیلی سخت میتونه مرخصی بگیره
شبا ساعت ۱۱ میاد خونه تازه
بهم گفت شهریور حل میکنم بریم شهر شما
گفتم باشه
هر ماه مادرم اینا میان اینجا اونا هم گفتن دیگه شهریور بیاین چون همه فامیل میگن پس چرا از وقتی ازدواج کرده رفته دیگه نیومده حتما خانواده شوهرش نمیزارن یا شوهرش نمیزارن و هی به بابا مامانم تیکه میندازن
الان شوهرم زنگ زده بود گفت چه خبر گفتم با مامانم حرف میزدمگفتم این ماه هم شما بیاین شهریور ما میایم
گفت اخه بریم شهر شما چیکار کنیم ؟؟ من مرخصی هم بگیرم میرم یه جا مسافرت میرم شمال ۳ روز
گفتم ینی چی و اینا بحث کردیم دیگه بحث عوض کرد بعدشم گوشی من خاموش شد نصفه موند
چیکار باید کنم من ؟
چرا نمیاد شهر من ؟؟ خب منم دوست دارم برم خونه بابام اینا بعد مدت ها
از فامیل بدم میاد ولی مجبوری اونا هم میبینم بیشتر دلم به خونمون تنگشده
نمیخوام خودمم تنها برم چون میگن چرا شوهرت نیومد بعد این همه مدت حرفا بیشتر میشه میگن شاید دعوا کردن اومده
نظر شما چیه ؟؟