مادر شوهرم ۴سال مریضه شیمی درمانی میشه عمل کرد دوماهی خونم بود دوتا جاری دارم خونه اونا اصلا نرفت تو این ۴ سال همش باهاش دکتر رفتم یبار اونا نیومدن الان دیگه متاستاز داده دو هفته یبار شیمی درمانی میشه من زندگی ندارم دیگه حلال نمیکنم جاریامه که به روی مبارک نمیارن صبح زود باید پاشم صیحانه غذا جدا اب میوه بگیرم ده بار پاشم اب بدم قرص بدم غذا بدم ناهارا پدر شوهرمم هست دارم دیونه میشم کم آوردم بخدا چیکار کنم گریم گرفته الان دیگه جوری شده دستشویم باید باهاش برم خب دکتر گفت شیمی درمانیش هیچوقت قطع نمیشه معلوم نیست چند سال طول بکشه من دیگه نباید زندگی کنم خدا شاهده بینارستانم که میرفت بازم خودم چتد روز شبا بودم پیشش بچه کوچیکه میزاشتم پیش مامانم ناهار و شامم میزاشتم میبردم بیمارستان دارم دیونه میشم دیگه طاقت ندارم
عزیزم چه خوش قلبی دوست دارم...هرچند شرایطتت خیلی سخته دعا میکنم خدا واست جبران کنه یکم از پدر شوهر کمک بگیر اونم وظیفه اش هست حتی شوهرت همه باید همکاری کنید